الفيض الكاشاني
شرح صدر 14
مجموعة رسائل ( فارسى )
حاصل توان كرد . سالها فكر من اين است و همه دم سخنم * كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم [ ا ] ز كجا آمدهام آمدنم بهرچه بود * به كجا ميروم و چيست مآل شدنم و اين علم حكمت را در زمان پيشين از انفاس انبياى مرسل عليهم السلام زيركان هر عصر فرا گرفتهاند و به عالميان رسانيده [ اند ] و از پرتو سخنانِ وحى نشانِ ايشان جهانيان را به دين راهنمايى نموده [ اند ] . هر بوى كه از مشك و قَرَنْفُل « 1 » شنوى * از دولت آن زلف چو سنبل شنوى « 2 » و آن حكمت قُدما كه موروث انبياست غير حكمت متعارف است كه امروز در ميان متأخّرين شايع است ، چرا كه تحريفى بدان راه يافته است . و چون آفتاب حضرت خاتم انبيا - صلّى اللَّه عليه و آله [ و سلّم ] - كه در غرب عرب توارى نموده بود از مشرق قريش طالع شد و زمين و زمان را به انوار هدايت آثار روشن گردانيد ، رياض حكمتِ قديمه از پرتو انوار آن حضرت رونق و طراوتى [ ديگر ] پذيرفت و مزارع علم و معرفت از تابش پرتو انوار لطايف آثارش نشو و نماى تازه يافت ، از هر چمنش گلهاى گوناگون شِكُفانيدن گرفت و بر هر شاخسارى از درخت جمعيّتش الوان بارها برآورد . هر دم از اين باغ بَرى مىرسد * تازهتر از تازه ترى مىرسد « 3 »
--> ( 1 ) - قَرَنْفُل - بفتح قاف و را و ضمّ فا - مأخوذ از يونانى نام گلى است . ( فرهنگ عميد ) ( 2 ) - اين بيت در ديوان سيّد حسن غزنوى معروف به اشرف از شعراى قرن ششم ، و نيز در ديوان فخرالدّين عراقى از شعراى قرن هفتم موجود است . ( 3 ) - در مخزن الأسرار نظامى گنجوى اين گونه نقل شده : « هر دم از اين باغ برى مىرسد * نغزتر از نغزترى مىرسد »